|
برای سنجشِ گفتارِ شاهنامه؛ چند میزانِ بایسته در کار است، که در آغاز میبایستی از آنها یاد کردن: 1- زبان فارسی؛ و داد و آیین آن در سرایش گفتارها 2- زبان پهلوی؛ بدانروی که یک: شاهنامة ابومنصوری از آن زبان بفارسی ترجمه شده است. دو: بسا از واژهها و زبانزدهای شاهنامه و نیز زبان همگانی هنگام فردوسی، برخاسته از زبان پهلوی و همانند آنست. 3- زبان اوستایی؛ بدانروی که ریشة زبانهای ایرانی است، و زبان پهلوی و پس از آن، زبان فارسی؛ از آن ریشة کهن بدور نیستند، و برخی از رازهای نهفتة شاهنامه بیاری آن زبان آشکار میشود. 4- دانستن زبان تازی؛ تا بیاری آن بتوان از یک نمونة ویژة شاهنامه که بکوشش بنداری سپاهانی، بتازی ترجمه شده است، سود بردن! 5- آگاهی همه سویه، از رازورمزهای چامه و سرود پارسی؛ تا بیاری آن بتوان بر همة نادرستیها، که پچینبرداران به گفتار فردوسی اندر کردهاند، پی بردن و آنها را ویراستن، یا آراستن. 6- فرهنگ ایران باستان؛ بدانروی که شاهنامة ایران، برخاسته از فرهنگ و زندگی نیاکان ما است، و نشاید که در آن گفتاری آید، که رودرروی فرهنگ ایران باستان ایستد، و بسخنی دیگر هرآنگفتار که نه همراه با فرهنگ ایران بوده باشد، از آنِ شاهنامه، و سرودة فردوسی نیست، و بایستی آنرا از گفتارهای افزوده بشاهنامه در شمار آوردن! 7- کیشهای ایرانی باستان؛ بدانروی که نویسندگانِ نخستینِ شاهنامه -همانند همة نامورانِ کهن- را نشایستی سخنی گفتن، یا کاری کردن که نه بر راه دین و آیین ایران باستان بوده باشد، و هر آینه چنین سخنان؛ نشان از آن دارند که گویندگان را، آگاهی نیک از کیش پیشینیان نبوده است، و با داوری زمان خویش آنها را بشاهنامه افزودهاند! کیشهای ایران باستان، که بهنگام خود دربارة آنها سخن خواهد رفتش؛ یک: پوریوتکیش، یا کیش نخستین که بزبان اوستایی aCeakt Oyrioap پَئوئیریو-تْکَئِیشَ خوانده میشود. دو: کیش مهر. سه: کیش زرتشت. 8- ستارهشناسی؛ بدانروی که در سرتاسر شاهنامه و بیشتر، در افزودهها، در گزارش اختران، و روش و ایستایی آنان، و نشانهگذاری آنان بر زندگانی مردمان سخن رفته است. 9- سرگذشت جهان و جهانیان؛ بدانروی که شاهنامه کهنترین و گستردهترین نامة باستانی است که امروز با نام «تاریخ» از آن یاد میشود، و گفتارهای آن را نشایستی دگرگونه یا واژگونة رویدادهای همگانی داستان (= تاریخ) جهان بودن. 10- باستانشناسی؛ بدانروی که این کهنترین نامة جهان، هنگامهای گوناگونِ زندگی همراه با سنگ (سنگ کهن، میانه، نو) سفال، فلز: مس، مفرغ (آلیاژ)، فلزهای گوناگون آهن و پولاد، زر و سیم) را بر خود گذرانده است، و نشاید سخنی در آن آید، که نه بر پایة پدیدههای باستانی شناخته شده باشد. مگر در زمینهای که هنوز، دستِ باستانشناسان بدان نرسیده است، و در شاهنامة ما، آن؛ پدیدار است! 11- زمینپیمایی و شناخت سرزمینها؛ که امروز با نام «جغرافیا» شناخته میشود، چنانکه نباید داستانی را که نه بر پایة شناخت و پیمایش درستِ زمین باشد؛ از شاهنامه دانستن. 12- مردمشناسی، بدانروی که پدیدههای گوناگون پیوندِ مردمان، و آیینها و باورهای آنان، بایستی بر پایة مردمشناسی ایرانی استوار باشد، و اگر در داستانی، سخن؛ نه بر این روال آید، آنرا از شاهنامه بایستی پیراستن. 13- پزشکی، بدانروی که نخستین پزشکان جهان در ایران پدیدار شدهاند، و کهنترین نمونههای کاردپزشکی ویژة ایران است، و در شاهنامه نیز بارها از کارِ پزشکان داستان آمده است. 14- شناخت اسب؛ بدانروی که اسب را نیاکان ما بیاری گرفتند، و کهنترین سرزمین پرورش اسب ایران است، و زندگی جهان پهلوان ما همگام با اسب بود، و با رخش از جهان برفت، و زیباترین، برترین، نیرومندترین اسبانِ جهان، هنوز در ایران فرهنگی میزیند، و برترین یاریگر نیاکان ما، در پادرزم و نگاهبانی ایران اسب بوده است. 15- شناخت گوسفند، و دام؛ بدانروی که چنین جانوران نیز نخستین بار در ایران بکار گرفته شدهاند، و هنوز نیز همراه زندگی ایرانیاناند. 16- شناخت جنگافزارها، و کاربرد هر یک از آنها در میدان نبرد، یا دشت نخچیر؛ از آنجا که جنگافزار -همراه با جنگاوران- در بخشی بزرگ از شاهنامه بکار رفته است. 17- آیین نبرد؛ که دربارة آن چونوچرا نمیباید! 18- آرایش میدان؛ که بیشتر گفتارهای افزوده بشاهنامه را میتوان بیاری آن شناختن و بکنار نهادن! 19- سپهکشی؛ که برترین کار، و خویشکاری همراه با جنگ بوده است، و افزایندگان از آن آگاهی نداشتهاند. 20- زمان نبرد، و زمان سپهکشی، که نگرش بدان، سخن افزایندگان را از گفتار درست شاهنامه جدا میکند. 21- پوشش و آرایش چه در رزم، چه در بزم؛ که در شاهنامه از آن فراوان یاد میشود. 22- آگاهیهای همگانی، چونان: خنیاگری و نواری خوش آیین مینوشی گوهرشناسی بازرگانی کشاورزی جانورشناسی شکار گلهداری کاروان زندگی روستایی آشپزی کشورداری شمار و آمار... 23- …میزان و سنجش خرد؛ در بررسی گفتارها، و بازشناسیِ سخنان افزوده به شاهنامه، که خرد آنها را نمیپذیرد... 24- شناختن گفتارهای افزوده بشاهنامة فردوسی، و نیز سخنان افزوده بشاهنامه در هنگام شاهان پیشین (پیشاز فردوسی)؛ که با پیوند گفتار فردوسی، بهنگام ما رسیده است. 25- شناختن رازها و رمزهای سخن فارسی در سرودهها
|